برداشت اول :
فرض کنید دلتون هوای حرم شاهچراغ رو کرده باشه ، برنامه ریزی کنید همین شب جمعه ، برید حرم که هم زیارت کرده باشید و هم بتونید توی مراسم دعای کمیل شرکت کنید .
عصر راه بیفتید ، به سختی اطراف حرم جای پارک پیدا کنید ، نزدیکی های اذان مغرب باشه که رسیده باشید دم درب اصلی ، وارد صحن بشید ، روبروی حرم بایستید و اذن دخول بخونید ، بعد وارد شوید ، کتابچه ی زیارت رو بردارید و یه گوشه ای بنشینید و ...
برداشت دوم :
از همیشه خیلی خیلی شلوغ تر به نظر می رسید ، اطراف ضریح کلی جوون در حال زیارت بودند ، چند نفری از اونها دو تا مداد توی دستاشون داشتند که در حال متبرک کردنشون با ضریح بودند !! اولش یه خورده تعجب کردم ... بعدش وقتی به یاد سوغاتی معلم پیش دانشگاهی خواهرم افتادم که برای همه ی شاگرداش ، یه مداد متبرک شده از مکه آورده بود ، تازه دو زاریم افتاد که چه خبره ....
برداشت سوم :
مراسم که تموم میشه ، سریع از حرم میای بیرون ، سوار ماشین که میشی طبق عادت همیشگی ، رادیو جوان رو روشن می کنی ، داره آهنگی از رضا صادقی پخش می کنی ، موقع پخش اخبار که می رسه ، گوینده اخبار میگه : آغاز مارتن ورود به دانشگاه ها
خاطرات سال کنکور یا سر جلسه ی امتحان و بعد از اون و یا حتی روزهای آخر اعلام نتایج ، برای همه ی کسانی که این مارتن بزرگ رو پشت سر گذاشتند ،شیرین
یا تلخ
بوده ؛ اما به نظرم هیچگاه فراموش شدنی نیستن....
" یادم میاد سال اولی که کنکور دادم و قیول هم نشدم !! سر جلسه اونقدر استرس
داشتم که برای حل یکی از سؤالات فیزیک که درباره ی ماشین گرمایی و یخچال بود نمی تونستم تشخیص بدم کدومشون گرما ایجاد میکنه ، کدمشون ایجاد سرما ![]()
"
برای همه ی کسانی که امروز و فردا کنکور دارند آرزوی موفقیت می کنم
......... بعد نوشت ....................................................................................................

بعد از اون حادثه اولین جلسه ای بود که شرکت می کردم
جاشون خیلی خالی بود :
شهيد عليرضا انتظامي شهيد علی نوذری
شهيد عرفان انتظامي شهيد مسعود رضايي
شهيد سيد محمد جواد علوي شهيد محمد جواد یاقوت
شهيد محمد جوكار شهيد محمد شاهچراغی
شهيد محمد مهدوی شهيد هاشمی
شهيد غلام موسوي شهيد علی نصیری
شهيده نجمه قاسم پور صادقی
شهيده راضیه کشاورز